سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 9 خرداد ماه سال 1390
پیش درآمدی بر حقیقت هگلی

هگل می­گوید، «تنها یک نفر مقصود مرا فهمید» شاگردانش آن یک تن را به ذات باری­تعالی تعبیر کردند. 

پس از هگل اجحافی در حق او صورت گرفت. کمتر اندیشمندی هگل را فهمید. بویژه اینکه مارکس (Marx) اعم مفاهیم هگلی از جمله دیالکتیک را وارونه ساخت و سپس یافته­هایش را به درجه­ای صرفاً مادی تنزل داد. واژگون شدن دیالکتیک ناب هگلی حقیقت او را مخدوش ساخت. در حقیقت این دیدگاه مادی­گرایانه­ی صرف بود که حقیقت ایدئالیسم هگلی را مخدوش ساخت. هگل وقتی از دیالکتیک سخن به میان می­آورد، در حقیقت در وادی ایده­ها سخن می­­گفت. در یکی از کلیدی­ترین عبارات دیالکتیک او چنین می­گوید: «حقیقی همه است، و همه همان ذاتی است که با گسترشْ تکامل پیدا می­کند»[1]، در حقیقت، سخن از در لحظه شدن­ها و تکامل دمادم حیات به میان می­آورد. ماده­گرایان این اندیشه را چون درک نکردند، خیلی راحت نادیده گرفتند.

ایده دارای سطوحی معنویْ به مراتب فراتر از ماده است و تمام جهانْ به باوری تمامی هستی و حتی وجود را نمایندگی می­کند. ایده به تعبیری تمام اذهان جهان را هم در پی می­گیرد. اذهانی که همیشه در ما و با ما می­باشند، چه از آن سود بجوییم و چه نجوییم. ایده در مقام ذهن، تنها مفهوم جهان است که گویی از نظرگاه هگل در جهان برتر دارای تضاد ساختاری نیست. اما در جهان زیرین زندگی مرگ را در پی دارد، بیداری خواب را، بارندگی خشکسالی را و جوانی پیری را؛ هرگاه یکی از راه می­رسد دیگری از دست می­رود و نابود می­گردد ولی در میان تمامی متضادهای عالم ایده به خودی خود و در معنای ذهن مطلق تضادپذیر نیست. یگانه است و نامیرا، جهان­گستر است و مطلق. به بیان مشابه و تکمیلی، نمود یافتن ایده در ذهن مطلق فارغ از زاده شدن­ها و مردن­ها برای همیشه موجود می­باشد. بخشی از حقیقت، خود نمود یافتنِ ایده­ها است.

در اندیشه­ی هگل فهم سیر تاریخ بسیار حیاتی است. تاریخ در سیر تکامل خود امر واقعی را به امر عقلانی گره می­زند و هگل با بیان چنین استدلالی ادعا دارد که علم در تکامل به دانش مطلق نزدیک می­گردد. مادامی که تاریخ به ابدیت نپیوسته است، زمان، حکم جبر و تقدیر را دارد که بر همه چیز سایه­ی خود را می­گستراند. زمان در ابدیتْ آزادی ذهن را هموار می­کند. ذهن، خارج از ذهن مطلق تنها شیء است و موجودیتی انتزاعی می­باشد. آگاهی که از آن ساطع می­گردد حتی می­تواند در شکل ضدآگاهی پدیدار شود. بنابراین ذهن خارج از ذهنیت مطلق تنها نفی خویش است. ذهن در درجات پایین درگیر زمان است اما شیء به مجرد بالا رفتن و تبدیل شدن به نفوس اعلی از جبر زمان می­گذرد و به ابدیت متصل می­شود. هگل مرحله­ی زیرین هستی را زودگذر و فانی می­داند.

و اما در جهان زیرین - جهانی که هر ذره­ی آن منعکس از اراده­ی لایزالِ باری­تعالی­ست اما چون ذات بی­مانند او کامل نیست: هر ایده با متضاد خود، هر کلمه با نقیض خود، هر حرکتی با ضد خود و هر تمکینی با تضاد خود شرایطی را دمادم می­آفرینند که خودآگاهی به ذهن و ذهن به عقل و عقل به عقل فعال اولی (خداوند) متصل می­گردد و نتیجتاً دانش مطلق (امر قدسی) پدید می­آید. این است دیالکتیک هگل که ماده­گرایانِ کج­فهم بویژه جناب مارکس آنرا وارونه کردند.

 

پی­نوشت:



[1]. "Das Wahre ist das Ganze. Das Ganze aberist nur das ducrch seine Entwicklung sich vollendende wesen." (Phanomenologie das Geistes… پدیده­شناسی ذهن

 

سهیل اسدی 

برای طرح دیدگاه خود به http://www.soheilassadi.com مراجعه فرمایید.

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>